تبلیغات
حضوری برای ظهور - برخى خصوصیات امام حسن علیه السلام‏


امام مجتبى سلام‏اللَّه علیه آن وقت واقعاً براى ما امام است كه عملًا الگو و مقتدا باشد. یكى از خصوصیاتى كه از زندگى این بزرگوار نقل شده است در همین مسأله حضّ بر طعام مسكین است. ایشان چند بار هرچه داشتند دو قسمت كردند، یك قسمت را به مصرف مساكین و فقرا رساندند و قسمت دیگر را براى خود نگهدارى كردند. سفر حج را مخصوصاً از مدینه تا مكّه پیاده مى‏رفتند نه از آن جهت كه مال و مركوب و چنین امكانى نداشتند، امكانش را هم داشتند ولى مخصوصاً براى اینكه افْضَلُ الْاعْمالِ احْمَزُها، براى اینكه همه یاد بگیرند، براى اینكه نفس انسان بیشتر خاضع و خاشع بشود و براى اینكه در مقابل خداى متعال بیشتر اظهار عبودیت كرده باشد، در سفر حج این‏گونه عمل مى‏كرد. ایشان ضرب‏المثل حلم و بردبارى و تحمل‏اند، با توجه به این نكته كه امام حسن همان نشاط را براى شهادت و شهید شدن دارد كه امام حسین دارد.

اگر انسان خوب توجه كند آنوقت مى‏فهمد كه به یك معنا مظلومیت امام حسن‏ حتى از امام حسین بیشتر است. همان نشاط شهادتى كه در امام حسین هست در امام حسن هست ولى امام حسن در دوره‏اى قرار گرفته كه باید صبر و خوددارى كند تا موقع و وقت برسد و آن موقع و وقت، وقتى است كه ایشان از دنیا رفته‏اند و نوبت به برادرشان اباعبداللَّه الحسین رسیده است. حضرت تمام اینها را با چه حلم و صبرى تحمل مى‏كند كه عجیب و فوق‏العاده است! هیچ به روى بزرگوار خودش نمى‏آورد. براى اشخاص فهیم و حساس، رنجهاى روحى از رنجهاى جسمى خیلى بالاتر است. شاعر عرب مى‏گوید:
جِراحاتُ السِّنانِ لَهُ الْتِیامٌ وَ لایَلتامُ ما جَرَحَ اللِّسانُ‏
جراحت زبان از جراحت شمشیر خیلى بالاتر است. جراحت شمشیر التیام‏پذیر است ولى جراحت زبان التیام‏پذیر نیست. جراحت شمشیر بیشتر قابل تحمل است از جراحت زبان. امام حسین را در روز عاشورا با جراحات شمشیر مجروح كردند، گو اینكه جراحت زبانى هم كم و بیش بود، ولى امام حسن در این جهت عجیب است. معاویه آن سران شیطان خودش از قبیل عمرو عاص و مغیرة بن شعبه را جمع مى‏كرد، بعد امام مجتبى را دعوت مى‏كرد. اینها قبلًا تهیه حرفهایشان را دیده بودند، یك‏یك شروع مى‏كردند به زخم زبان زدن و چه زخم زبان‏هایى! امام البته یك‏یك اینها را جواب مى‏داد. اما اینها یك امر كوچكى نیست. و از اینها بالاتر اینكه در روزهاى جمعه كه نماز جمعه خوانده مى‏شد و براى هر كسى شركت در نماز جمعه واجب است و در آن نماز جمعه‏هاى اینها اگر امام حسن شركت نمى‏كرد متهم به الحاد و تفریق جماعت مسلمین مى‏شد، امام و خطیب جمعه اینها مى‏رفت بالاى منبر و در حضور امام حسن پدر بزرگوارش على علیه السلام را سبّ و لعن مى‏كرد. اینها شوخى نیست. این است كه براى امام حسن درست گفته‏اند كه كوچكترین مصیبتهایش همان مصیبت مرگش بود. وقتى كه مسموم شد این مسمومیت كوچكترین رنجى بود كه او در دنیا دید.
مردى به نام جُناده مى‏گوید من، از همه جا بى‏خبر و بى‏اطلاع، رفتم خدمت امام. به صورت عادى با من صحبت مى‏كرد و هیچ فكر نمى‏كردم كه حادثه‏اى به این مهمى رخ داده است. همین‏طور كه با من صحبت مى‏كرد، یكمرتبه دیدم حالش منقلب شد و صدا كرد طشت بیاورید و طشت آوردند. بعد دیدم خونهاى لَخت لَخت مثل پاره جگر دارد مى‏ریزد. این مرد وحشت مى‏كند. مى‏گوید آقا اینها چیست؟
خیلى با خونسردى مى‏فرماید: بله، من را مسموم كردند. عرض كرد: پس چرا معالجه نمى‏كنید؟ فرمود: دیگر كار از معالجه گذشته است وَ بِماذا اعالِجُ الْمَوْتَ مگر مرگ را هم مى‏شود معالجه كرد؟ فرمود: تاكنون مرا دو سه بار دیگر اینها مسموم كرده‏اند ولى به این شدت نبود و من بهبود پیدا كردم ولى این مسمومیت، دیگر قابل معالجه نیست.
 (برگرفته از مجموعه آثار شهید مطهری جلد27 صفحه459)



طبقه بندی: امام حسن علیه السلام،
تاریخ : یکشنبه 2 بهمن 1390 | 12:06 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم