تبلیغات
حضوری برای ظهور - انقلاب اسلامی، حرکتی بر خلاف دستور ائمه علیهم السلام؟!
http://m11414.persiangig.com/1394/02/1423930556.jpg
با ورق زدن کتب روائی به روایاتی بر می­ خوریم که در نگاه اول مضمون آن برای مدافعین و طرفدارن حکومت و انقلاب اسلامی سخت و در مقابل برای مخالفان آن امری خوشایند و سرور آفرین است.

روایاتی که در آن از قیام، قبل از ظهور امام زمان  عجل الله تعالی فرجه نهی شده است. مانند روایتی از امام صادق علیه السلام که می ­فرمایند:: «كُلُّ رایَةٍ تَرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ الْقائِمِ فَصاحِبُها طاغُوتٌ یَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ؛ هر پرچمى قبل از قیام قائم علیه السلام برافراشته شود صاحب آن طاغوتى است كه غیر خداوند متعال را پرستش مى‏ كند.»[1]

یا روایتی که امام صادق می­ فرمایند:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا سَدِیرُ الْزَمْ بَیْتَكَ وَ كُنْ حِلْساً مِنأَحْلَاسِهِ وَ اسْكُنْ مَا سَكَنَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ فَإِذَا بَلَغَكَ أَنَّ السُّفْیَانِیَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَیْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ؛ ای سدیر! در خانه ات بنشین و همچون فرشى از فرش هاى آن باش! و مادامی كه شب و روز ساكن است، ساكن باش-کنایه از صیحه­­ ی آسمانی- ولى هنگامى كه خبر به تو رسد كه سفیانى خروج كرده است به سوى ما بیا هر چند با پاى پیاده باشد.»[2]

ظاهر این روایات نشان می­ دهد قیام، قبل از ظهور امام زمان غیر مشروع است و اگر قیامی صورت گرفت اذن همراهی و پیوستن به آن صادر نشده است.

این مساله زمانی پیچیدگی بیشتری به خود می ­گیرد که بیان شود روایات مذکور از  لحاظ سندی روایاتی صحیح هستند -البته در سند روایت دوم  «سدیر بن حکیم» وجود دارد که اختلافی در ثقه بودن یا نبودن ایشان وجود دارد[3] لذا ممکن است  از این جهت بتوان بر سند این روایت خرده گرفت- اما حقیقتاً مراد امام صادق علیه السلام همان برداشت اولیه­ ی ما از این دو روایت است یا امام قصدی دیگر داشته ­اند؟

قبل از پاسخ به این سوال سزاوار است به چند نکته دقت کنیم و سپس در این موضوع قضاوت کنیم.

الف – در روایتی صحیح السند از امام صادق علیه السلام وارد شده است که می­ فرمایند: «اگر یكى از خاندان ما نزد شما آمد (و شما را به قیام و خروج دعوت كرد) ببینید چرا و به چه نیت قصد قیام دارد و نگوئید: زید خروج كرد (پس براى ما هم این كار جایز است) زیرا زید مرد دانشمند و راستگوئى بود و شما را به خودش دعوت نمی ­كرد، بلكه او شما را به برگزیده­ ی از آل محمد دعوت می ­كرد و اگر پیروز شده بود قطعاً به همان كه شما را به او دعوت كرده بود، وفاداری می­ کرد...»[4]

همانگونه که مشخص است در این روایت، نهی از قیام و همراهی با قیام کننده نشده بلکه بیان شده است به نیت قیام کننده دقت کنید.

ب – در کتاب ارشاد روایتی نقل شده که عبد الله بن حسن برای فرزند خود با این عنوان که او همان مهدی موعود است بیعت می­ گرفت و در این میان قصد گرفتن بیعت از امام صادق علیه السلام را داشت. وی در مجلسی به امام بیان می­ دارد تا امام با فرزند وی بیعت کند و امام علیه السلام در پاسخ او فرمودند: « این كار را نكنید زیرا هنوز زمان آن -یعنى قیام مهدى موعود- نرسیده است. اى عبد اللَّه اگر فکر می­ کنی مهدى موعود این فرزند تو است بدان كه او مهدی نیست و اکنون نیز زمان خروج نیست و اگر قصد تو از قیام فرزندت، خداوند و امر به معروف و نهى از منكر است، به­ خدا تو را تنها نمی ­گذاریم و در این مورد با پسرت بیعت می­ کنیم. عبد اللَّه از این فرمایش آن حضرت خشمناك شد...»[5]

این روایت نشان می­ دهد  اگر قیامی برای امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد و هدف، هدفی مقدس و صحیح باشد مورد نهی نیست اما اگر قیام به اسم امام زمان باشد مورد نهی است.

ج-  قیام­ هائی در زمان ائمه علیهم السلام صورت گرفته که مورد تائید ائمه علیهم السلام واقع شده است. مثل قیام زید که در روایت اول بیان شد و یا قیام حسین بن على، شهید فخّ که از نوه‏ هاى امام حسن مجتبى علیه السلام بود و در ایّام خلیفه عباسى، موسى الهادى در سال 169 ق قیام كرد. ایشان به عنوان حج آن سال از مدینه به سوى مكّه حركت كردند، هنگامى كه به سرزمین فخّ در نزدیكى مكّه رسیدند، جنگ شدیدى میان او و یارانش از یكسو، و عمّال و لشكریان خلیفه عباسى از سوى دیگر واقع شد، در این جنگ عظیم حسین بن على با گروهى از كسانى كه با او بودند شهید شدند.[6]

این مساله نشان می­ دهد هر قیامی مورد نهی نیست.

د – در زمان امام صادق علیه السلام قیام­ هائی صورت گرفت که برخی از اصحاب امام گمان می­ کردند این قیام ­ها خوب است و باید به آن ملحق شد؛ گمان می­ کردند این قیام­ ها با نیتی صحیح و علیه ظلم واقع می ­شود و احتمال تشکیل حکومت شیعی وجود دارد؛ ولی امام صادق علیه السلام، با توجه به ماهیت این قیام ­ها و اهداف غیر صحیح متولیان آن، اصحاب خود را از پیوستن به این قیام ها نهی می­ فرمودند.

از این موارد می ­توان به قیام ابومسلم اشاره کرد. ابومسلم خراسانی ابتدا از کارگزاران بنی امیه بود و سپس از طرفداران بنی عباس شد وی در زمان خلافت سفّاح مورد احترام سفّاح بود؛ ولى پس از سفّاح وقتى نوبت خلافت، به منصور دوانقى رسید او میانه‌ی خوبی با ابومسلم نداشت و منصور دوانقی درصدد برآمد تا ابو مسلم را از میان بردارد.

ابو مسلم وقتى دید خلیفه درصدد نابودى اوست، براى آنكه یك پایگاه مردمى داشته باشد و بتواند با منصور در افتد نامه‏ اى به محضر امام صادق علیه السلام نوشت و در آن نامه اعلام كرد كه من از اینكه خلافت را بر بنى عباس استوار كردم پشیمانم و اینك تمام نیروهایم را در اختیار شما قرار مى‏ دهم و شما رهبرى قیام را به عهده گیرید، تا بنى عباس را از میان برداریم. 

امام صادق (علیه السلام) که می دانستند ابو مسلم قصد دارد امام را وسیله‌­ای برای رسیدن به اهداف فاسد خود قرار دهد، فرمود: «این نامه جواب ندارد».

در اینجا دوستانى كه از ادامه حكومت بنى عباس اطلاع داشتند و نه از اغراض فاسد ابو مسلم، خیال مى ‏كردند كه امام صادق (علیه السلام) فرصت خوبى را از دست مى ‏دهد.[7]

در این زمان‌­ها  افراد مخلصى همچون «سدیر» مى‌دیدند كه قیام علیه حكومت‏ طاغوتى انجام مى‏ گیرد، از امام علیه السلام مى‌‏پرسیدند كه ما در این جنگ و قیام شركت كنیم یا نه؟ و یا در موقع قیام محمد نفس زكیه علیه بنى عباس، كسب تكلیف مى‌شد، كه ما چه كنیم، شركت كنیم یا ساكت بنشینیم؟ که امام در جواب ایشان آنان از قیام کردن تا قبل از ظهور سفیانی نهی می­‌فرمود.[8]

ه- ما داراى یك سلسله اصول مسلّم در شریعت اسلامى هستیم كه تخطّى از آنها جایز نیست از جمله «امر به معروف و نهى از منكر» از امور مسلّمى است كه هیچ گونه تردیدى در آن روا نیست؛ آیات و روایات فراوان با تأكید بسیار، روى این دو اصل مسلّم تكیه كرده است. حال اگر در محیطى قرار بگیریم كه احكام الهى پایمال شده، منكرات آشكار گشته، و معروف ها به فراموشى سپرده شده، و ظلم و فساد همه جا را فرا گرفته است، و ما قادر هستیم كه با یك قیام مؤثّر، نظام حكومت فساد را بر هم زنیم و در مقیاس وسیعى منكرات را از میان ببریم و معروف را جانشین آن سازیم[9] تخطی از این فریضه­ ی الهی جایز نیست.

علاوه بر آن حکومت، بازوی اجرائی احکام اسلامی است و اسلام بدون حکومت اسلامی مسخ شده محسوب می­ شود و طبعاً اگر شرائط ایجاد حکومت فراهم شود عقل و شرع آن را تائید می ­کند.

با توجه به این مسائل می ­توان در مورد روایات مذکور و مراد امام صادق علیه السلام قضاوت کرد.

روایت اول، هرچند روایتی عام است اما با توجه به روایات مذکور و همچنین با توجه به واجباتی چون امر به معروف ونهی از منکر و روش شارع در مورد دفاع از کیان اسلام و تلاش برای اجرای احکام اسلامی، تخصیص می­ خورد و منحصر به قیام­ هائی می­ شود که به غیر حق باشد علاوه برآن با توجه به مجموع روایات مشخص می­ شود که روایات مذکور ناظر به قیام هایى هست كه معمولاً سادات به نام مهدى موعود قیام مى‏ كردند و حضرات ائمه معصومین (علیهم السلام) این نوع قیام ها را محكوم كرده و مورد تأیید قرار نمى‏ دادند نه آنكه هر قیامى و به هر نیتى که باشد را محكوم كرده باشند.[10]

با توجه به نکته سوم، مقصود از روایت دوم نیز مشخص می­ شود. ­روایت دوم در زمان خاصى و نسبت به شخص خاصى و آنهم نسبت به قیام­ هاى خاصى كه در آن زمان به عنوان قیام مهدى موعود انجام مى‏ گرفت، صادر شده است؛ زیرا نه تنها شركت در آن قیام ‏ها اثرى نداشته بلكه مسئله مهدویت نیز لكّه‏ دار مى‏ شد و مردم خیال مى‏ كردند آن عدل ‏و دادى كه خدا وعده داده بود، همین ستم­ هایى است كه از طرف حكّام به آنها مى ‏شود و قهراً قداست مسئله مهدویت از میان مى ‏رفت.[11]*

 ______________________________________

پی نوشت:

[1]  کلینی، الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص 295

[2]  همان، ج 8، ص 264

[3]  خوئی، معجم‏ رجال‏ الحدیث، ج  8  ص  34

 [4] الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 264

[5]  شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص 192

[6]  آیه الله مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج‏10، ص 59

[7]   حبیب اللّه طاهرى‏، تحقیق پیرامون ولایت فقیه، ص260

[8]   همان ص 256

[9]   پیام قرآن، ج‏10، ص: 57

[10] تحقیقی پیرامون ولایت فقیه، ص 246

[11] همان ص:625

* علی سرور؛ سایت رهروان ولایت




طبقه بندی: مباحث اعتقادی، شبهات اعتقادی، شبهات،
برچسب ها: حکومت اسلامی، انقلاب اسلامی، قیام های باطل، ابومسلم خراسانی،
تاریخ : شنبه 5 اردیبهشت 1394 | 08:37 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم