تبلیغات
حضوری برای ظهور - حجاب اسلامی قانون فردی یا اجتماعی؟
آیا اجرای قوانین، اعم از الهی و بشری می توانند الزامی و اجباری باشند؟ آیا حکومت می تواند مردم را مجبور به رعایت قانونی خاص نمایند؟ و آیا در حکومت و جامعه اسلامی الزام و اجبار با آیه شریفه «لا اکراه فی الدین»[1] منافاتی ندارد؟
در ابتدای بحث تذکر این نکته لازم است که ما در این نوشتار تنها به مسأله حجاب به عنوان یکی  از مصادیق احکام شرعی، که بیشتر مورد سؤال قرار می‌گیرد، اشاره می‌کنیم؛ هر چند  آنچه بیان می‌شود اختصاص به حجاب ندارد و در در همه‌ی احکام الهی ساری و جاری خواهد بود.
در امر حجاب سه
حوزه‌ی متفاوت وجود دارد که عدم تفکیک بین این سه حوزه باعث ایجاد شبهه شده است. آن سه حوزه عبارتند از :

1. حوزۀ اندیشه و تفکر:

گاه با توجه به فواید عقلائی و تجربی پوشش  برای زنان و آثار و پیامدهای منفی برهنگی؛ حجاب اسلامی به عنوان یک تفکر و اندیشه برتر مطرح می شود؛ در این حوزه که حوزه تفکر و اندیشه است اجبار راه ندارد و نمی توان کسی را مجبور به پذیرش اندیشه ای خاص کرد مگر اینکه خود شخص نسبت به درستی و برتری اندیشه ای خاص به یقین برسد.


2. حوزۀ اعتقاد و ایمان:

در این حوزه بر اساس متون دینی (آیات و روایات) اصل حجاب و میزان آن معین می شود و اعتقاد به آن ضروری دین شمرده می شود [2]. در این حوزه نیز اجبار راه ندارد و نمی توان کسی را مجبور به پذیرش عقیده خاص نمود.[3]


3. حوزۀ قوانین اجتماعی:

اگر نوعی پوشش در جامعه ای به عنوان قانون مطرح شد در اینصورت الزامی بودن در دل قانون بودن آن، نهفته است.

اگر قبول کنیم که الزام و اجبار در این حوزه نیز نباید باشد آنگاه فلسفه‌ای برای تشریع و وضع قوانین اجتماعی باقی نخواهد ماند. به عنوان نمونه اگر راهنمایی و رانندگی قوانینی را وضع نماید اما اجرای آن الزامی نباشد وضع این قانون، لغو خواهد بود؛ به تعبیر دیگر قید الزام در دل کلمه‌ی قانون نهفته است.

در جامعه اسلامی، به خاطر حفظ آرامش جامعه و همچنین حفظ جامعه از مظاهر گناه، حجاب اسلامی یک قانون اجتماعی قلمداد می شود به عبارت دیگر؛ حجاب هم حق الله است و هم حق جامعه (یعنی با رعایت حجاب، جامعه سالم می ماند) از این جهت که فرمان الهی رعایت نشده است حق الله می باشد و از جهت دیگر که موجب به گناه افتادن دیگران می گردد و همچنین زن گوهر عفت خود را که بایستی برای همسرش حفظ کند به دیگران عرضه می کند، حق الناس محسوب می شود.

به تعبیر استاد حجة الاسلام و المسلمین ماندگاری یک خانم بدحجاب به چهار گروه لطمه می زند:

1- در خیابان جوان عفیف نمی خواهد به چهره این خانم نگاه کند، بنابراین به خودش فشار می آورد و سرش را پایین می اندازد؛ پس این فرد اذیت می شود و حقش ضایع می شود زیرا می توانست راحت در خیابان راه برود مثل فردی که وقتی آلودگی هوا وجود دارد مجبور است ماسک بزند.

2- به جوان بی بند و بار هم ظلم می شود زیرا این جوان وقتی این خانم را در خیابان می بیند ازدواجش به عقب می افتد چون مجانی دارد نیازش را برطرف می کند؛ فرد باید نیازش را با ازدواج برطرف کند نه هرزگی و چشم چرانی.

3- چنین خانم هایی به ما می گویند که چرا ازدواج های مان عق افتاده است؛ متاعی که باید گران بفروشند دارند مفت در خیابان حراج می کنند یعنی دارند به خودشان ظلم می کنند.

4- به متأهل ها هم ظلم می شود؛ زیرا آقایان متأهل چشم شان به این خانم می افتد که خیلی مرتب است، وقتی به خانه می رند خانم را در آشپزخانه می بینند که خیلی مرتب نیست و به خاطر همین قیافه را مقایسه می کنند و شروع به بهانه گیری می کند و زندگی به هم می ریزد.

امیدواریم که بانوان جامعه ما به این نکات، با دقت بیشتری بیندیشند.


پی نوشت:

[1] . سوره مبارکه بقره؛ آیه 256

[2] . آیات و روایات در این زمینه را می توانید در جلد 101 بحار الانوار؛ باب 34؛ من یحل النظر إلیه و من لا یحل و ما یحرم من النظر و ... مطالعه فرمایید.

[3] .جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به تفاسیر قرآن ذیل آیه 256 سوره مبارکه بقره.




طبقه بندی: مباحث اعتقادی، شبهات اعتقادی، شبهات، اخلاق اسلامی،
برچسب ها: حجاب اسلامی، حجاب اجباری، چادر حجاب برتر، امنیت اجتماعی، قوانین اجتماعی، حجاب ضروری دین،
تاریخ : سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 | 01:47 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم