تبلیغات
حضوری برای ظهور - مناظره زیبای هشام بن حکم ومرد شامی


یونس بن یعقوب مى‏گوید: چند روز قبل از موسم حج بود امام صادق علیه السلام در كنار مسجد الحرام، خیمه‏اى زده بود. شخصى از شام آمد و داخل خیمه حضرت شد و گفت:
من شخص فقیه و متكلمى هستم و از شام آمدم تا با اصحاب تو مناظره كنم.
با اینكه عدّه‏اى از اصحاب امام از قبیل حمران بن اعین و هشام بن سالم و قیس، در خیمه حاضر بودند، هشام بن حكم كه جوانى بیش نبود، از راه رسید. حضرت براى هشام جا باز كرد و فرمود: هشام با زبان و دل، یار و ناصر ما مى‏باشد، و به مرد شامى فرمود: با این جوان صحبت كن.
 شامى به هشام گفت: پیرامون لزوم امام و حجت خدا بحث كن.


هشام پرسید: آیا خدا مصلحت بندگان را بهتر مى داند یا مردم؟
شامى گفت: خدا
هشام پرسید: چه كسى این مصالح عباد را از جانب خدا به مردم مى‏رساند؟
شامى گفت: رسول خدا صلى الله علیه و آله
هشام پرسید: بعد از رسول خدا چه كسى؟
شامى گفت: كتاب و سنت
هشام گفت: آیا كتاب و سنت امروزه براى رفع اختلافات كافى است؟
شامى گفت: بلى
هشام پرسید: پس چرا بین ما و شما اختلاف هست به‏طورى كه تو براى دفاع از نظریات خودت از شام به‏ اینجا آمدى؟
شامى ساكت شد.
امام صادق علیه السلام به شامى فرمود: (مالَكَ لا تَتَكلَّم؟) چرا صحبت نمى‏كنى و ساكت شدى؟
شامى گفت: اگر بگویم: اختلاف نداریم كه دروغ است و اگر بگویم: كتاب و سنت اختلافات را بر طرف مى‏كند كه كلامى باطل و خلاف واقع است (چون كتاب و سنت پیامبر صلی الله علیه وآله را هر كسى به نفع خود توجیه مى‏كند) و اگر بگویم اختلاف هست ولى همگى حق مى‏گوئیم، كتاب و سنت عبث و بیهوده خواهد شد.
ولى اجازه دهید من این سئوالات را از هشام بپرسم تا ببینم چه جوابى مى‏دهد
امام صادق علیه السلام فرمود: از او سئوال كن كه شخص با اطلاعى است.
شامى گفت: مصلحت مردم را خدا بهتر مى‏داند یا خود مردم؟ (عین سئوالات هشام را یك به یك به هشام برگرداند) تا رسید به اینجا كه كلام و مصالح عباد را چه كسى به ما مى‏رساند؟
هشام گفت: زمان رسول خدا یا اكنون؟
شامى گفت: در حال حاضر.
هشام فرمود: (هذا الْقاعِدُ الّذی‏ تَشُدُّ الیهِ الرِّحال) این مرد كه اینجا نشسته و از اطراف و اكناف مى‏آیند و سؤالات خود را مطرح مى‏كنند و قانع مى‏شوند و شك و شبهه آنان مرتفع مى‏گردد.
شامى گفت: از كجا بدانم كه ایشان همین گونه است كه تو مى‏گوئى؟
هشام گفت: هر چه مى‏خواهى از او بپرس تا حجّت بر تو تمام گردد
شامى متوجه امام شد و با حضرت صحبت كرد و امام علیه السلام از سفر او و اتفاقاتى كه در راه افتاده بود خبر داد و تماماً مورد تصدیق شامى قرار گرفت و در خاتمه شامى مستبصر شد و شهادت به امامت و حقانیت حضرت داد.

این مناظره مستدلّ كاملًا روشن مى‏سازد كه خلقت بشر منهاى حجت خدا یك كار عبث و بیهوده‏اى خواهد بود و نتیجه خلقت جهان كه براى وصول انسان به كمالات علمى و عملى است عبث خواهد شد.
آرى عقل براساس حكمت الهى و نظام جهان خلقت حكم مى‏كند بر ضرورت وجود یك انسان كامل تا كاروان بشریت را به سر منزل مقصود راهنمائى نماید
http://11414.ir/
منبع: دوازده گفتار درباره حضرت مهدى ع، صفحه 35






طبقه بندی: شبهات،
تاریخ : شنبه 8 بهمن 1390 | 08:01 ق.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم