تبلیغات
حضوری برای ظهور - درسهایی از بزرگترین فتنه صدر اسلام
با رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله طوفان‏ هاى تازه ‏اى از حوادث پیچیده و بحرانى وزیدن گرفت.
احقاد و كینه‏ هاى بدر، خیبر و حنین كه در عصر پیامبر صلى الله علیه و آله در زیر خاكستر پنهان بود آشكار گشت.
احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند، و هم از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله؛ و فاطمه زهرا علیها السلام در مركز این دایره بود كه تیرهاى زهرآگین دشمنان از هر سو به سوى آن پرتاب مى ‏شد.
فراق و جدایى دردناك پدر از یكسو، مظلومیت غم‏ انگیز و جانكاه همسرش امیرمؤمنان على علیه السلام از سوى دیگر.
توطئه‏ هاى دشمنان بر ضد اسلام از دیگر سو، و نگرانى فاطمه از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، دست به دست هم داده، قلب و روح پاكش را سخت مى‏ فشردند.
بانوى اسلام سیّده زنان عالم علیهاالسلام به بهانه «غصب فدك» خطبه بسیار غرایى در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله در برابر مهاجرین ایراد نمود كه بسیارى از حقایق در آن افشا شد.
این خطبه، هشدار كوبنده ‏اى بود براى آنها كه كوشش داشتند خلافت پیامبر صلى الله علیه و آله و حكومت اسلامى را از مسیر اصلى خود منحرف سازند و زحمات بیست و سه ساله او را بر باد دهند.
«زنگ بیدار باشى بود» براى آنها كه قلبشان به عشق اسلام مى‏ طپید، و از آینده این آیین پاك بیمناك بودند.1


سقیفه؛ فتنه‌ای در دنیای اسلام

در قسمت‌هایی از خطبه فدکیه می خوانیم که حضرت، مردم حاضر در مسجد را مخاطب قرار داده و فرمودند:  ... هذا وَ الْعَهْدُ قَرِیبٌ، وَ الْكَلْمُ رَحِیبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ، وَ الرَّسُولُ لَمّا یُقْبَرْ.
ابْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ «أَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِرِینَ»
«وقتی خدای متعال پدرم را به دار انبیا برد در میان شما رگه‌های نفاق ظاهر شد. در این هنگام شیطان سرش را از کمین‌گاه درآورد و دید که شما برای پیروی از او بسیار آماده‌اید. شما در توجیه کارهایی که انجام دادید گفتید: اگر هنوز پیغمبر دفن نشده بود که ما رفتیم برای او جانشین تعیین کنیم برای این بود که می‌ترسیدیم فتنه‌ای پیش بیاید! و چه فتنه‏ اى از این بالاتر كه در آن افتادید؟ و همانا دوزخ به كافران احاطه دارد.» حضرت اسم این جریان را «فتنه» گذاشتند.

امام علی علیه السلام هم نام این داستان را فتنه گذاشتند. در همان روزی که امیرالمؤمنین علیه السلام مشغول دفن رسول خداصلی الله علیه و آله بود برای او خبر آوردند که مهاجرین و انصار در سقفیه بنی‌ساعده جمع شده‌اند و با یکی از پدرزن‌های پیغمبر بیعت کرده‌اند! حضرت بیل را روی خاک‌ها زدند و دست را به کمر گرفته و ایستادند و آیات اول سوره عنکبوت را تلاوت کردند: «بسم الله الرحمن الرحیم * الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ؛ آیا مردم گمان کردند همین‌که اظهار ایمان کنند دیگر کارشان تمام است و مبتلا به فتنه نمی‌شوند؟!» بنابراین امام علی علیه السلام هم این داستان را فتنه می‌نامد.
اما سایر مسلمانان چنین قضاوتی نداشتند و گمانشان این بود که با این کار مانع از وقوع فتنه می‌شوند.
 پس دو نوع قضاوت مطرح بود؛ یک قضاوت، قضاوت جریان سقیفه بود که امروز اکثریت مسلمانان آن را تأیید کرده و می‌گویند: «آن ماجرا یک جریان عادی بود که مردمی خیرخواه برای جلوگیری از فتنه و اختلاف آن را پدید آوردند و برای پیغمبر جانشین تعیین کردند!»
و یک قضاوت هم اعتقاد ما شیعیان است که به تبعیت از همین فرمایشات حضرت زهراسلام الله علیها و سایر اهل‌بیت سلام الله علیهم آن ماجرا را فتنه‌ای در امت اسلامی می‌دانیم»

اهمیت مسائل سیاسی اجتماعی

از لحن حضرت زهراسلام الله علیها در خطبه فدکیه حداقل می‌توان فهمید که طرف مقابلِ ایشان مرتکب اشتباه بزرگی شدند. این اشتباه آن‌قدر بزرگ است که حضرت فریاد می‌زنند: «  أنى تؤفكون؛ کجا می‌روید؟! مردم! شما را به کجا می‌برند؟!» تا شاید این‌ها به خود بیایند.
این نکات اهمیت مسائل سیاسی اجتماعی را می‌رساند. اقداماتی که به مسائل اجتماعی مربوط می‌شود باید خیلی جدی‌تر گرفته شود. جبران خطاهایی که به مسائل فردی مربوط می‌شود غالبا آسان است. اما اگر گناهی موجب فساد اجتماعی شود به چه وسیله‌ای می‌توان این خطا را جبران کرد؟ بر فرض کسانی که این جریان را به وجود آوردند روزی متنبه می‌شدند و می‌خواستند اشتباه خود را جبران کنند.
قرائن زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد اکثریت قابل توجه مردم آن عصر در مسائل اجتماعی بصیرت نداشته و فکرشان عمیق نبوده است و زود فریب می‌خورده اند.
شاید بسیاری از کسانی که مرتکب این معصیت بزرگ شدند درست نمی‌فهمیدند که چه کار می‌کنند. گمان می‌کردند این هم جنگی قبیله‌ای بین دو طایفه است. بیش‌تر به دنبال این بودند که ببینند در اثر این فعل و انفعالات چه نفعی به آن‌ها می‌رسد. اجمالا شاید می‌دانستند مرتکب کار غلطی می‌شوند اما باور نمی‌کردند این کار چه عواقبی دارد و با این کار چه مسئولیت سنگینی را تا روز قیامت بر دوش خواهند گرفت.
ولی در بین آنها بودند افراد تیزهوشی که شاید تیزهوشی و زرنگی‌شان در همان راه غلط خودشان، کمتر از بعضی از سیاست‌مداران عصر ما نبود. مطالعه برخی از اسناد نشان می‌دهد که آن ها در انجام توطئه و برنامه‌ریزی، ید طولایی داشته‌اند. این‌ها با این‌که عده قلیلی بودند اما طرحی را درمی‌انداختند که اکثریت مردم فریب می‌خوردند و به دنبال آن‌ها راه می‌افتادند. بنابراین ما دو ادعا داریم؛ یکی این‌که این کار، بسیار عظیم و خطرناک بوده است و آثار سوئی تا روز قیامت خواهد داشت؛ آثار و تبعاتی که همه کسانی که طراح این کار بودند و نقش اول را در این جریان داشتند در آن شریک‌اند. ادعای دوم ما این است که اکثریت مردم آن زمان به عمق خطر پی نبرده بودند.

ممکن است گفته شود: اگر اکثریت به عقوبت کار جاهل بودند پس خیلی گناهی ندارند. در پاسخ به این سوال باید گفت: مسلما گناه این دسته به اندازه آن گروه اندکی نیست که سردمدار بودند، ولی معنایش هم این نیست که آنها معاف هستند و هیچ تقصیری ندارند؛ چرا که اولا مسأله به قدری واضح بود که هر کس درست تأمل می‌کرد و منصفانه در پی بررسی مسأله برمی‌آمد قضیه برای او حل می شد. بر فرض که كسانی اهمیت مسأله خلافت را درک نمی‌کردند، اما غیر از این مسأله، پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله برای معرفی اهل‌بیت(علیهم السلام) به عنوان کسانی که معصوم‌اند و خطایی در آنها راه ندارد و رفتار و گفتارشان برای دیگران حجت است آن قدر تلاش کرد که هیچ کس نمی‌تواند این ویژگی آنها را انکار کند.

مقایسه با فتنه سال 88

شما این ماجرا را با حوادث زمان خودمان مقایسه کنید. چند سال  است که از فتنه عظیم 88 می‌گذرد؛ فتنه‌ای که نه تنها اساس کشور بلکه پیشرفت اسلام را ممکن بود ده‌ها سال عقب بیاندازد و ما را به دوران پیش از انقلاب برگرداند. فتنه‌ای که کمتر می‌توان نظیرش را در تاریخ مسلمانان سراغ گرفت.
اما در زمان ما هنوز کسانی هستند که می‌گویند: «چه فتنه‌ای آقا؟! اختلافات بر سر انتخابات بود و طبیعی است که در انتخابات یک حرف‌های نامناسبی گفته و کارهای اشتباهی هم انجام می‌شود؛ ولی فتنه‌ای در کار نبود. اکنون هم باید با هم دوست باشید و وحدت را حفظ کنید!» یعنی دقیقا همان اختلاف نظری که بعضی مسلمانانِ صدر اسلام با اهل‌بیت علیهم السلام و پیروانشان یک طرف بودند و اهل سقیفه یک طرف. اهل‌بیت علیهم السلام می‌گفتند: «این کار فتنه است» و آن‌ها می‌گفتند: «این کار مانع فتنه است!» که دو قضاوت کاملاً متضاد بود.

قضاوت در این باره که طرف مقابل اهل‌بیت با چه نیتی این کارها را کرد به عهده تاریخ بماند؛ فرض کنید آن‌ها واقعا چنین قضاوتی داشتند. اما این مسأله هم قطعی است و کسی اختلاف ندارد که این دو دسته، دو قضاوت و دو تفسیر درباره آن ماجرا داشتند. ما کلام علی و فاطمه سلام الله علیهما را بر کلام دیگران ترجیح می‌دهیم و می‌گوییم: این بزرگواران درست فهمیدند و دیگران اشتباه کردند.

بصیرت در فتنه ها

 اما چگونه انسان می‌تواند در چنین موقعیت‌هایی، واقعیت را درست درک کند و قضاوت صحیحی داشته باشد؟ این همان چیزی است که مقام معظم رهبری نامش را «بصیرت» گذاشتند. به حق وظیفه ایشان است که ما را هدایت و راهنمایی کنند و وظیفه ماست که سعی کنیم اطاعت کنیم و به دنبال بصیرت باشیم؛ یعنی سعی کنیم قوه و ملکه‌ای‌ کسب کنیم که بتوانیم حق و باطل را تشخیص دهیم و پشت پرده وقایع را هم ببینیم و بتوانیم عاقبت‌اندیشی کنیم. اگر کسی چنین قوه‌ای داشته باشد «اهل بصیرت» است. البته خدا باید توفیق بدهد اما ما هم باید تلاش کنیم. یکی از راه‌های کسب بصیرت تفکر در این جریانات است. باید اشتباهاتی که در آن مقطع رخ داده است را بشناسیم و از تکرار آن جلوگیری کنیم.  ببینیم کجای این حادثه اشتباه بوده است تا ما آن اشتباه را تکرار نکنیم.2

_________________________________________________________________

1- زهراء برترین بانوی جهان، صفحه19
2- برگرفته از شرح خطبه فدکیه آیت الله مصباح یزدی(باکمی تصرف)





طبقه بندی: حضرت زهراء سلام الله علیها، فاطمیه، سیرانحراف در جهان اسلام،
برچسب ها: فتنه سقیفه، صدر اسلام، بصیرت، فتنه 88،
تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 | 11:33 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | ّأَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ
نمایش نظرات 1 تا 30

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم