تبلیغات
حضوری برای ظهور - شش دلیل بر اثبات فضائل ابوبکر صدیق


داستان زیر داستانی بسیار زیبا وجذاب در اثبات فضائل ابوبکر صدیق در قرآن کریم است.
همانطور که می دانید در آیه 40 سوره مبارکه توبه از افتخارات خلیفه اول یاد شده است و این آیه را اثبات کننده  فضیلت و شایستگی خلیفه اول می دانند
6 دلیل براثبات فضایل ابوبکر صدیق که از این آیه استناد می شود دراینجا بیان شده است ، حتما این داستان بسیار جذاب وشیرین را مطالعه فرمایید ولذت ببرید وبعد از خواندن کامل داستان نظربدهید.
شیخ مفید محمّد بن محمّد بن نعمان رضى اللَّه علیه گفت سالى در خواب از خیابانى عبور مى‏ كردم دیدم گروه زیادى جمع شده‏ اند.
گفتم چه خبر است گفتند مردم جمع شده‏ اند یك نفر داستان میگوید. گفتم داستان گو كیست. گفتند عمر بن خطاب.
مردم را كنار زدم دیدم مردى مشغول صحبت با مردم است ولى حرف هاى او را نمى ‏فهمیدم. كلامش را قطع كردم و گفتم پیرمرد چگونه میتوانى استدلال كنى بر فضیلت دوست خود ابا بكر از این آیه ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ. گفت دلالت بر این مطلب از آیه به شش وجه است
 
اول اینكه خداوند پیامبر و ابا بكر را ذكر كرده و او را دومى پیامبر قرار داده فرمود ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ.
دوم: خداوند توصیف نموده آن دو را كه در یك محل جمع شده ‏اند این بواسطه الفت بین آنها است فرموده : إِذْ هُما فِی الْغارِ.
سوم: باو نسبت مصاحبت با پیغمبر داده تا جمع بین آن دو شود بصورتى كه نشانگر رتبه و مقام اوست چون میگوید إِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ.
چهارم: خداوند خبر میدهد از محبت و شفقت و رفاقت پیامبر با او چون در نزد پیامبر مقام داشت بهمین جهت فرموده لا تَحْزَنْ اندوهناك نباش.
پنجم: به آنها خداوند خبر داده كه خدا با هر دوى آنها است بطور مساوى یار هر دو و مدافع از هر دو است گفته «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» خدا با ما است.
ششم: خداوند اطلاع می دهد كه سكینه و آرامش را بر ابا بكر نازل كرده زیرا پیامبر پیوسته سكینه و آرامش دارد پس خداوند بر ابا بكر نازل كرده.
این شش وجه است كه از آیه استفاده مى‏ شود در فضیلت ابا بكر كه براى تو و دیگرى جاى اشكال در آنها نیست.
گفتم سخن خود را بظاهر آراستى در مورد حمایت از دوستت من بلطف خدا تمام آنچه را كه رشتى چون خاكسترى قرار خواهم داد كه بر آن تندبادى طوفانى بوزد اما اینكه گفتى خداوند اسم پیامبر را برده و ابا بكر را دومى او قرار داده این خبر از تعداد نفرات است واقعا آنها دو نفر بودند اما موجب چه امتیازى مى‏شود. ما مى‏دانیم یك مؤمن با مؤمن دیگر و یا یك مؤمن با یك كافر مى‏شوند دو نفر ذكر تعداد دلیلى ندارد كه موجب امتیاز شود.
اما آنچه كه مدعى شدى خداوند پیامبر و ابا بكر را توصیف كرده باینكه در یك جا جمع شده ‏اند این هم مانند دلیل اول تو است زیرا مكان جامع مؤمن و كافر است همان طورى تعداد جامع مؤمنین و كفار مى‏شود. مسجد پیامبر از غار خیلى بهتر بود در مسجد مؤمنین و منافقین و كفار اجتماع مى‏ كردند در این باره خداوند این آیه را فرستاده: فَما لِ الَّذِینَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِینَ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ
و نیز كشتى نوح، پیامبر و شیطان و چهارپایان را در خود جا داده بود بودن در یك مكان دلیل بر امتیازى نمى‏ شود. هر دو امتیازى كه نقل كردى از بین رفت.

اما استدلال دیگرى كه گفتى نسبت مصاحبت را به ابا بكر داده، این از آن دو امتیاز موهوم قبلى ضعیف‏ تر است زیرا مصاحبت و همراه بودن، مؤمن و كافر را هم مى‏ گیرد دلیل بر این مطلب این آیه است.
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ‏أَ كَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا

حتّى همراه بودن و مصاحبت شامل انسان و چهارپا نیز مى‏شود دلیل بر- این مطلب از زبان عرب كه قرآن بزبان آنها نازل شده زیرا در این آیه مى- فرماید وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
عرب‏ها الاغ را مصاحب و رفیق راه خود گفته ‏اند در این شعر دقت كن:

ان الحمار مع الحمار مطیة فاذا خلوت به فبس الصاحب‏
الاغ با الاغ مركبى است اما وقتى تنها با الاغ باشى بد همسفر و مصاحبى است.
در جاى دیگر جمادى را با یك شخص زنده مصاحب و همراه قرار داده‏اند این شعر را در باره شمشیر گفته ‏اند:
زرت هندا و ذاك غیر اختیار و معى صاحب كتوم اللسان‏
بدیدن هند رفتم و این ملاقات جنبه خیانت نداشت با من همسفر و رفیقى بود كه سرّ نگه دار بود منظور شمشیر است وقتى مصاحبت شامل مؤمن و كافر و عاقل و چهارپا و حیوان و جماد شود دیگر اثبات چه امتیازى براى دوست تو مى‏ كند.
اما اینكه گفتى خداوند فرموده لا تَحْزَنْ این موجب ننگى براى او مى ‏شود و عیب است و دلیل بر اشتباه اوست زیرا لا تَحْزَنْ نهى است و صورت نهى چنین است (نكن) ابا بكر در این حزن و اندوه یا در حال اطاعت خدا بوده یا معصیت. اگر اطاعت خدا می كرده پیامبر از اطاعت نهى نمى‏ كند بلكه امر می نماید و تشویق مى ‏كند اگر معصیت باشد. صحیح است چون پیامبر از آن نهى كرده این آیه خود شاهد معصیت اوست كه پیامبر از آن نهى مى‏ فرماید.
اما سخن تو كه خداوند فرموده إِنَّ اللَّهَ مَعَنا پیامبر خبر داده كه خداوند با اوست و تعبیر بلفظ جمع مثل این آیه است إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ‏ لَحافِظُونَ
با اینكه در این مورد نقل شده كه ابا بكر گفت اندوه من براى برادرت على بن ابى طالب است كه چه بكند پیامبر فرمود اندوهگین نباش خدا با ما است یعنى با من و برادرم على بن ابى طالب است.
اما گفتار تو كه مدعى شدى سكینه و آرامش بر ابا بكر نازل شده این خارج شدن از ظاهر قرآن است زیرا كسى كه بر او سكینه نازل گردیده همان كسى است كه خداوند او را با جنود و سپاه تائید میكند چنانچه ظاهر این آیه شاهد است فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها اگر بر ابا بكر سكینه نازل شده باشد باید سپاهیان خدا یعنى فرشتگان نیز بر او نازل شده باشد با این استدلال پیامبر را از نبوّت خارج میكنى با اینكه اگر چشم پوشى از این استدلال بنمائى براى دوست تو بهتر است زیرا خداوند سكینه را در دو جا بر پیامبر اكرم نازل میكند كه با او گروهى از مؤمنین هستند ایشان را شریك با پیغمبر مى‏ نماید در یك مورد فرموده فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى‏   و در جاى دیگر مى‏ فرماید ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها .
چون در این آیه فقط سكینه را به پیامبر اختصاص میدهد و مى‏ فرماید فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیْهِ اگر با پیامبر مؤمنى مى‏ بود او را هم با پیامبر در آرامش و سكینه شریك مى ‏كرد چنانچه در آیاتى كه گفتم مؤمنین را شریك نمود.
پس شامل نشدن سكینه، ابا بكر را از ایمان خارج می كند عمر نتوانست جوابى بدهد مردم متفرق شدند و من از خواب بیدار شدم.




طبقه بندی: شبهات اعتقادی، نقد وهابیت،
برچسب ها: ابوبکر صدیق، فضائل، داستان، یار غار، قرآن، ابوبکر، دفاع از ابوبکر،
تاریخ : پنجشنبه 6 بهمن 1390 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : مهدی شبان مسک | نظرات

  • گود ای
  • رتبه سنج گوگل

    رتبه سنج گوگل

    onvan

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم